پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۷۸

زندگانی صدر عالی باد

ایزدش پاسبان و کالی باد

هر چه نسیه‌ست مقبلان را عیش

پیش او نقد وقت و حالی باد

مجلس گرم پرحلاوت او

از حریف فسرده خالی باد

جان‌ها واگشاده پر در غیب

بسته پیشش چو نقش قالی باد

بر یمین و یسار او دولت

هم جنوبی و هم شمالی باد

دو ولایت که جسم و جان خوانند

بر سر هر دو شاه و والی باد

بخت نقدست شمس تبریزی

او بَسَم غیر او مَآلی باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸۰مادر عشق طفل عاشق را
  2. غزل شمارهٔ ۹۸۱شعر من نان مصر را ماند
  3. غزل شمارهٔ ۹۸۲یوسف آخرزمان خرامان شد
  4. غزل شمارهٔ ۹۸۳هر کی در ذوق‌ِ عشق دنگ آمد
  5. غزل شمارهٔ ۹۸۴هین که هنگام صابر‌ان آمد
  6. غزل شمارهٔ ۹۸۵هر که بهر تو انتظار کند
  7. غزل شمارهٔ ۹۸۶عشق را جان بی‌قرار بود
  8. غزل شمارهٔ ۹۸۷هر که را ذوق دین پدید آید
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.