پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸۳

هر کی در ذوق‌ِ عشق دنگ آمد

نیک فارغ ز نام و ننگ آمد

نشود بند گفت و گوی جهان

شیرگیر‌ی که چون پلنگ آمد

شیشهٔ عشق را فراغت‌ها‌ست

گر بر او صد هزار سنگ آمد

نام و ناموس کی شود مانع‌؟

چونکه آن دلربا‌ی شنگ آمد

صد هزاران چو آسمان و زمین

پیش جولان‌ِ عشق تنگ آمد

قیصر روم عشق غالب باد

گر کسل چون سپاه زنگ آمد

زُهره بر چنگ این نوا می‌زد

کان قمر عاقبت به چنگ آمد

شمس تبریز هر کی بی‌تو نشست

عذر او پیش عشق لنگ آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸۵هر که بهر تو انتظار کند
  2. غزل شمارهٔ ۹۸۶عشق را جان بی‌قرار بود
  3. غزل شمارهٔ ۹۸۷هر که را ذوق دین پدید آید
  4. غزل شمارهٔ ۹۸۸بوی دلدار ما نمی‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۹۸۹صبر با عشق بس نمی‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۹۹۰من بسازم ولیک کی شاید
  7. غزل شمارهٔ ۹۹۱عشق جانان مرا ز جان ببرید
  8. غزل شمارهٔ ۹۹۲خسروانی که فتنه‌ای چینید
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.