پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰۹

طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد

ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد

جاء نا میزاننا کی نختبر اوزاننا

ربنا اصلح شأننا او جد بعفو یا جواد

اضحکوا بعد البکا یا  نعم هذا المشتکی

قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد

پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد

ماه تو تابنده باد و دولتت پاینده باد

هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد

آب و نانش تیره باد و آتشش بادا رماد

خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست

چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱۱میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۲یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱۳اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۴حکم البین بموتی و عمد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱۵ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱۶انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱۷آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱۸رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.