پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۴

حکم البین بموتی و عمد

رضی الصد بحینی و قصد

فتح الدهر عیون حسد

فر آنی بفناکم و حسد

یهرق العشق دماء حقنت

لیس للعشق قریب و ولد

لکن الموت حیاه لکم

لکن الفقر غناء و رغد

سافروا فی سبل العشق معی

لا تخافن ضلالا و رصد

لا یهولنکم بعدکم

دونکم وفد وصال و مدد

فنسیم طرب اولهم

یهب السالک حولا و جلد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱۶انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۷آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱۸رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۹ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲۰ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲۱گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۲دی سحری بر گذری گفت مرا یار
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۳اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.