پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲۰

ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر

پسته لعل برگشا تا نشود گران شکر

ساقی روح چون توی کشتی نوح چون توی

تا که تهیست ساغرم خون چه پرست این جگر

طعنه زند مرا ز کین رو صنمی دگر گزین

در دو جهان یکی بگو کو صنمی کجا دگر

آن قلمی که نقش کرد چونک بدید نقش تو

گفت که‌های گم شدم این ملکست یا بشر

جان و جهان چرا چنین عیب و ملامتم کنی

در دل من درآ ببین هر نفسی یکی حشر

عشق بگوید الصلا مایده دو صد بلا

خشک لبی و چشم تر مایده بین ز خشک و تر

چونک چشیدی این دو را جلوه شود بتی تو را

شهره یکی ستاره‌ای بنده او دو صد قمر

فاش بگو که شمس دین خاصبک و شه یقین

در تبریز همچو دین اوست نهان و مشتهر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲۲دی سحری بر گذری گفت مرا یار
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲۳اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۴مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲۵مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲۶گرچه نه به دریاییم دانه گهریم آخر
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲۷یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۸ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۹جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.