پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲۴

مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر

پدر را نیک واقف دان از آن کژبازی مضمر

تو گردی راست اولیتر از آنک کژ نهی او را

وگر تو کژ نهی او را به استیزت کند کژتر

ز بابا بشنو و برجه که سلطانیت می‌خواند

که خاک اوست کیخسرو بمیرد پیش او سنجر

چو ان الله یدعو را شنیدی کژ مکن رو را

زهی راعی زهی داعی زهی راه و زهی رهبر

پراکنده شدی ای جان به هر درد و به هر درمان

ز عشقش جوی جمعیت در آن جامع بنه منبر

چو کر و فر او دیدی توی کرار و شیر حق

چو بال و پر او دیدی توی طیار چون جعفر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲۶گرچه نه به دریاییم دانه گهریم آخر
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲۷یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۸ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲۹جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۳۰نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳۱جان من و جان تو بستست به همدیگر
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۳۲تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۳۳ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.