پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۰

من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد

بیننا و بینه قبل التجلی الف واد

جاء من یحیی الموات و الرمیم و الرفات

ایها الاموات قوموا و ابصروا یوم التناد

طارت الکتب الکرام من کرام کاتبین

ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد

جاءنا میزاننا کی تختبر اوزاننا

ربنا اصلح شأننا أَو جُد بعفوٍ یا جواد

اضحکوا بعد البکا یا نعم هذ المشتکا

قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد

پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد

ماه تو تابنده باد و دولتت پاینده باد

هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد

آب نابش تیره باد و آتشش بادا رماد

خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست

چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱۲یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۳اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱۴حکم البین بموتی و عمد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۵ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱۶انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱۷آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱۸رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱۹ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.