فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۱ گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۲ دی سحری بر گذری گفت مرا یار
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۳ اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۴ مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۵ مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۶ گرچه نه به دریاییم دانه گهریم آخر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۷ یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۸ ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۹ جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۰ نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۱ جان من و جان تو بستست به همدیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۲ تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۳ ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۴ مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۵ ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۶ ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۷ گیرم که بود میر تو را زر به خروار
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۸ به حسن تو نباشد یار دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۹ بگرد فتنه میگردی دگربار
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۰ جفا از سر گرفتی یاد میدار
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۱ مرا یارا چنین بییار مگذار
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۲ منم از جان خود بیزار بیزار
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۳ مرا اقبال خندانید آخر
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۴ به ساقی درنگر در مست منگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۵ بگردان ساقیا آن جام دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۶ نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۷ در این سرما و باران یار خوشتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۸ خداوند خداوندان اسرار
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۹ صد بار بگفتمت نگهدار
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۰ کی باشد اختری در اقطار
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۱ شب گشت ولیک پیش اغیار
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۲ نوریست میان شعر احمر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۳ نزدیک توام مرا مبین دور
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ ای یار شگرف در همه کار
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۵ انجیرفروش را چه بهتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۶ انجیرفروش را چه بهتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۷ دارد درویش نوش دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۸ آخر کی شود از آن لقا سیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۹ گفتی که زیان کنی زیان گیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۰ عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۱ عرض لشکر میدهد مر عاشقان را عشق یار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۲ چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۳ عزم رفتن کردهای چون عمر شیرین یاد دار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۴ مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۵ یا ربا این لطفها را از لبش پاینده دار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۶ مرحبا ای جان باقی پادشاهِ کامیار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۷ سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۸ نیشکر باید که بندد پیش آن لبها کمر
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۹ در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۰ گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۱ معده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۲ گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۳ خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۴ گرْم در گفتار آمد آن صنم اَین الفرار
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۵ آینهیْ چینی تو را با زنگی اعشیٰ چه کار؟
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۶ لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۷ از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۹ بهر شهوت جان خود را میدهی همچون ستور
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
متن اشعار به نقل از گنجور.