پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۶۴

مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار

برمدار اندر غزل جز پرده‌های شاهوار

بندگانشان دلخوشان و بندگیشان بی‌نشان

خوان‌هاشان بی‌خمیر و باده‌هاشان بی‌خمار

دیده بینای مطلق در میان خلق و حق

از همه خلقش گزیر و بر همه فرمان گزار

همچو خور عالم فروز و همچو گردون سرفراز

هم کلید هشت جنت هم برون از پنج و چار

سجده آرد پیش ایشان بانماز و بی‌نماز

پیش ایشان سبز گردد شوره خاک و سبزه زار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶۶مرحبا ای جان باقی پادشاهِ کامیار
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۶۷سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۶۸نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمر
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۶۹در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷۰گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷۱معده را پر کرده‌ای دوش از خمیر و از فطیر
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷۲گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷۳خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.