پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۱

معده را پر کرده‌ای دوش از خمیر و از فطیر

خواب آمد چشم پر شد کآنچ می‌جُستی بگیر

بعد پرخوردن چه آید‌؟ خواب غفلت یا حدث

یار بادنجان چه باشد‌؟ سرکه باشد یا که سیر

سوز اگر از روح خواهی‌، خواجه کم کن لقمه را

گوز اگر مفتوح خواهی‌، کاسه را در پیش گیر

ای خدا جان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش

تا نماند چون سگان مردار هر لقمه پذیر

وقت روزه از میان دل برآید ناله زار

بعد خوردن از ره زیرین گشاید پرده زیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۷۳خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷۴گرْم در گفتار آمد آن صنم اَین الفرار
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷۵آینه‌یْ چینی تو را با زنگی اعشیٰ چه کار‌؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷۶لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷۷از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷۸شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷۹بهر شهوت جان خود را می‌دهی همچون ستور
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.