پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۹

بهر شهوت جان خود را می‌دهی همچون ستور

وز برای جان خود که می‌دهی وانگه به زور

می‌ستانی از خسان تا وادهی ده چارده

در هوای شاهدی و لقمه‌ای ای بی‌حضور

آن سبدکش می‌کشد آن لقمه‌ها را تون به تون

می‌دواند مرده کش مر شاهدت را گور گور

لقمه‌ات مردار آمد شاهدت هم مرده‌ای

در میان این دو مرده چون نمی‌باشی نَفور ؟

چشم آخُر را ببند و چشم آخِر برگشا

آخر هر چیز بنگر تا بگیرد چشم نور

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸۱ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸۲عقل، بندِ رَه‌روان و عاشقان‌ست، ای پسر
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸۳هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸۴مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکر
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸۵همه صیدها بکردی، هله، میر بار دیگر
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸۶هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸۷بده آن باده به ما باده به ما اولیتر
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۸سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.