پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۸۳

هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر

هله کز جنبش ساقی بدود باده به سر بر

بدود روح پیاده سر گنجینه گشاده

رخ چون زهره نهاده غلطی روی قمر بر

هله منشین و میاسا بهل این صبر و مواسا

بگزین جهد و مقاسا که چو دیکم به شرر بر

اگرم عشوه پرستی سر هر راه نبستی

شب من روز شدستی زده رایت به سحر بر

هله برجه هله برجه که ز خورشید سفر به

قدم از خانه به در نه همگان را به سفر بر

سفر راه نهان کن سفر از جسم به جان کن

ز فرات آب روان کن بزن آن آب خضر بر

دم بلبل چو شنیدی سوی گلزار دویدی

چو بدان باغ رسیدی بدو اکنون به شجر بر

به شجر بر هله برگو مثل فاخته کوکو

که طلبکار بدین خو نزند کف به خبر بر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸۵همه صیدها بکردی، هله، میر بار دیگر
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸۶هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸۷بده آن باده به ما باده به ما اولیتر
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸۸سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸۹هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۹۰صنما این چه گمانست فرودست حقیر
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۹۱نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹۲اختران را شب وصلست و نثارست و نثار
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.