پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۸۶

هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر

هله کز جنبش تو کار همه نیکوتر

بدوان از پی مردان بنگر از چپ و راست

جسته از سنگ ستاره ز قمر مه روتر

یک به یک پیش تو آیند چو از جا بروی

همچو من بسته کمرها ز شکر خوش خوتر

در گلشن بگشاید ز درون صورت عشق

صورتش چون گل سرخ از گل تر خوش بوتر

عشق داوود شود آهن از او نرم شود

شیر آهو شود آن جا و از او آهوتر

هر یکی ذره شود عیسی و عیسی نفسی

مرگ جان‌بخش شود بلک ز جان دلجوتر

اندر آن حال اگر ماه ببوسد لب تو

گوییش خیز برو از بر ما آن سوتر

دل من پرسخنست ار چه دهان بربستم

تا بگوید خردی کوست ز ما خوشگوتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸۸سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸۹هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۹۰صنما این چه گمانست فرودست حقیر
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹۱نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹۲اختران را شب وصلست و نثارست و نثار
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۹۳روستایی بچه‌ای هست درون بازار
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۹۴پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹۵داد جاروبی به دستم آن نگار
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.