پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۴

گرْم در گفتار آمد آن صنم اَین الفرار

بانگ خیزاخیز آمد در عدم این الفرار

صد هزاران شعله بر در صد هزاران مشعله

کیست بر در؟ کیست بر در؟ هم منم این الفرار

از درون نی آن منم گویان که بر در کیست آن

هم منم بر در که حلقه می‌زنم این الفرار

هر که پندارد دو نیمم پس دو نیمش کرد قهر

ور یکی‌ ام پس هم آب و روغنم این الفرار

چون یکی باشم که زلفم صد هزاران ظلمتست

چون دو باشم چونک ماه روشنم این الفرار

گرد خانه چند جویی تو مرا چون کاله دزد

بنگر این دزدی که شد بر روزنم این الفرار

زین قفس سر را ز هر سوراخ بیرون می‌کنم

سوی وصلت پرّ خود را می‌کنم این الفرار

در درون این قفس تن در سر سودا گداخت

وز قفس بیرون به هر دم گردنم این الفرار

بی‌می از شمس الحق تبریز مستِ گفتنم

طوطیم یا بلبلم یا سوسنم این الفرار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۷۶لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷۷از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷۸شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷۹بهر شهوت جان خود را می‌دهی همچون ستور
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸۱ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸۲عقل، بندِ رَه‌روان و عاشقان‌ست، ای پسر
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۳هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.