پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۳۸

به حسن تو نباشد یار دیگر

درآ ای ماه خوبان بار دیگر

مرا غیر تماشای جمالت

مبادا در دو عالم کار دیگر

بدزدیدی ز حسن تو یکی چیز

اگر بودی چو تو عیار دیگر

چو خورشید جمالت روی بنمود

ز هر ذره شنو اقرار دیگر

زهی دریا که آگندی ز گوهر

که هر قطره نمود انبار دیگر

به یک خانه دو بیمارند و عاشق

منم بیمار و دل بیمار دیگر

خدایا هر دو را تیمار کردی

ولیکن ماند آن تیمار دیگر

چه داند جان منکر این سخن را

که او را نیست آن دیدار دیگر

که منکر گفت سنایی خود همینست

سنایی گفت نی خروار دیگر

بدان خروار تو خروار منگر

گشا دو چشم عیسی وار دیگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۰جفا از سر گرفتی یاد می‌دار
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۱مرا یارا چنین بی‌یار مگذار
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۲منم از جان خود بیزار بیزار
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴۳مرا اقبال خندانید آخر
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴۴به ساقی درنگر در مست منگر
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۴۵بگردان ساقیا آن جام دیگر
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷در این سرما و باران یار خوشتر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.