پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۵

بگردان ساقیا آن جام دیگر

بده جان مرا آرام دیگر

به جان تو که امروزم ببینی

که صبرم نیست تا ایام دیگر

اگر یک ذره رحمت هست بر من

مکن تأخیر تا هنگام دیگر

خلاصم ده خلاصم ده خلاصی

که سخت افتاده‌ام در دام دیگر

اگر امروز در بر من ببندی

درافتم هر دمی از بام دیگر

مرا در دست اندیشه بمسپار

که اندیشه‌ست خون آشام دیگر

می خام ار نگردانی تو ساقی

مرا زحمت دهد صد خام دیگر

بگیر این دلق اگر چه وام دارم

گرو کن زود بستان وام دیگر

بنه نامم غلام دردنوشان

نمی‌خواهم خدایا نام دیگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷در این سرما و باران یار خوشتر
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸خداوند خداوندان اسرار
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹صد بار بگفتمت نگهدار
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰کی باشد اختری در اقطار
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱شب گشت ولیک پیش اغیار
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲نوریست میان شعر احمر
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۳نزدیک توام مرا مبین دور
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ای یار شگرف در همه کار
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.