پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۵۳

نزدیک توام مرا مبین دور

پهلوی منی مباش مهجور

آن کس که بعید شد ز معمار

کی گردد کارهاش معمور

چشمی که ز چشم من طرب یافت

شد روشن و غیب بین و مخمور

هر دل که نسیم من بر او زد

شد گلشن و گلستان پرنور

بی من اگرت دهند شهدی

یک شهد بود هزار زنبور

بی من اگرت امیر سازند

باشی بتر از هزار مأمور

می‌های جهان اگر بنوشی

بی‌من نشود مزاج محرور

در برق چه نامه بر توان خواند

آخر چه سپاه آید از مور

خلقان برقند و یار خورشید

بی‌گفت تو ظاهرست و مشهور

خلقان مورند و ما سلیمان

خاموش صبور باش و مستور

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۵۵انجیرفروش را چه بهتر
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۵۶انجیرفروش را چه بهتر
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۵۷دارد درویش نوش دیگر
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵۸آخر کی شود از آن لقا سیر
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵۹گفتی که زیان کنی زیان گیر
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۶۰عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۶۱عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۶۲چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.