پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۵۰

کی باشد اختری در اقطار

در برج چنین مهی گرفتار

آواره شده ز کفر و ایمان

اقرار به پیش او چو انکار

کس دید دلی که دل ندارد

با جان فنا به تیغ جان دار

من دیدم اگر کسی ندیدست

زیرا که مرا نمود دیدار

علم و عملم قبول او بس

ای من ز جز این قبول بیزار

گر خواب شبم ببست آن شه

بخشید وصال و بخت بیدار

این وصل به از هزار خوابست

از خواب مکن تو یاد زنهار

از گریه خود چه داند آن طفل

کاندر دل‌ها چه دارد آثار

می‌گرید بی‌خبر ولیکن

صد چشمه شیر از او در اسرار

بگری تو اگر اثر ندانی

کز گریه تست خلد و انهار

امشب کر و فر شهریاریش

اندر ده ماست شاه و سالار

نی خواب رها کند نه آرام

آن صبح صفا و شیر کرار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲نوریست میان شعر احمر
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۵۳نزدیک توام مرا مبین دور
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ای یار شگرف در همه کار
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵۵انجیرفروش را چه بهتر
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵۶انجیرفروش را چه بهتر
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۷دارد درویش نوش دیگر
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۸آخر کی شود از آن لقا سیر
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۹گفتی که زیان کنی زیان گیر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.