پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۳

مرا اقبال خندانید آخر

عنان این سو بگردانید آخر

زمانی مرغ دل بربسته پر بود

بدادش پر و پرانید آخر

زهی باغی که خندانید از فضل

بدان ابری که گریانید آخر

زهی نصرت که مر اسلام را داد

زهی ملکی که استانید آخر

به چوگان وفا یک گوی زرین

در این میدان بغلطانید آخر

کمر بگشاد مریخ و بینداخت

سلح‌ها را بدرانید آخر

بخندد آسمان زیرا زمین را

خدا از خوف برهانید آخر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۵بگردان ساقیا آن جام دیگر
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷در این سرما و باران یار خوشتر
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸خداوند خداوندان اسرار
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹صد بار بگفتمت نگهدار
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰کی باشد اختری در اقطار
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱شب گشت ولیک پیش اغیار
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲نوریست میان شعر احمر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.