پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹۹

از سوی دل لشکر جان آمدند

لشکر پیدا و نهان آمدند

جامه صبر من از آن چاک شد

کز ره جان جامه دران آمدند

چادر افکنده عروسان روح

در طلب شاه جهان آمدند

بر مثل سیل خوش از لامکان

رقص کنان سوی مکان آمدند

صورت دل صورت‌ها را شکست

پردگیان ملک ستان آمدند

هر چه عیان بود نهان آمدند

هر چه نهان بود عیان آمدند

هر چه نشان داشت نشانش نماند

هر چه نشان نیست نشان آمدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰۱آه در آن شمع منور چه بود
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۰۲چونک کمند تو دلم را کشید
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۰۳شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۰۴دوش دل عربده گر با کی بود
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۰۵هر که ز عشاق گریزان شود
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۰۶عشق مرا بر همگان برگزید
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۰۷گفت کسی خواجه سنایی بمرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۰۸یا من نعماه غیر معدود
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.