پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰۵

هر که ز عشاق گریزان شود

بار دگر خواجه پشیمان شود

والله منت همه بر جان اوست

هر که سوی چشمه حیوان شود

هر که سبوی تو کشد عاقبت

در حرم عشرت سلطان شود

تنگ بود حوصله آدمی

از تو چو دریای و چو عمان شود

رو به دل اهل دلی جای گیر

قطره به دریا در و مرجان شود

جنبش هر ذره به اصل خودست

هر چه بود میل کسی آن شود

کافر صدساله چو بیند تو را

سجده کند زود مسلمان شود

جان و دل از جذبه میل و هوس

همصفت دلبر و جانان شود

خار که سرتیز ره عاشق است

عاقبت امر گلستان شود

ناطقه را بند کن و جمع باش

گر نه ضمیر تو پریشان شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰۷گفت کسی خواجه سنایی بمرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۰۸یا من نعماه غیر معدود
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۰۹طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۰من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱۱میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱۲یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱۳اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱۴حکم البین بموتی و عمد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.