پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی

غالب دهلوی

رباعیات

۱۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ هر چشمه به بحر همعنان ست اینجا
  2. شمارهٔ ۲ یارب سودی به روزگاران ما را
  3. شمارهٔ ۳ گر دل ز شرر زدوده باشم خود را
  4. شمارهٔ ۴ ای دوست به سوی این فرومانده بیا
  5. شمارهٔ ۵ بر دل ز دو دیده فتح بابست این خواب
  6. شمارهٔ ۶ بینایی چشم مهر و ماهست این خواب
  7. شمارهٔ ۷ یک روز به ترک یاوه گویی غالب
  8. شمارهٔ ۸ غالب چو ز ناسازی فرجام نصیب
  9. شمارهٔ ۹ در عالم بی زری که تلخ ست حیات
  10. شمارهٔ ۱۰ خوشتر بود آب سوهن از قند و نبات
  11. شمارهٔ ۱۱ ای آن که به دهر نام تو شاهرخ است
  12. شمارهٔ ۱۲ غالب روش مردم آزاد جداست
  13. شمارهٔ ۱۳ کس را نبود رخی بدین سان که تراست
  14. شمارهٔ ۱۴ در خورد تبر بود درختی که مراست
  15. شمارهٔ ۱۵ هستم ز می امید سرمست و بس است
  16. شمارهٔ ۱۶ زان دوست که جان قالب مهر و وفاست
  17. شمارهٔ ۱۷ هر کس ز حقیقت خبری داشته است
  18. شمارهٔ ۱۸ آن را که عطیه ازل در نظرست
  19. شمارهٔ ۱۹ خوابی که فروغ دین ازو جلوه گرست
  20. شمارهٔ ۲۰ آن را که ز دست بی زری پامال ست
  21. شمارهٔ ۲۱ هر چند زمانه مجمع جهال ست
  22. شمارهٔ ۲۲ ای آن که ترا سعی به درمان من ست
  23. شمارهٔ ۲۳ بسمل که سخن طراز مهرآیین ست
  24. شمارهٔ ۲۴ دانیم که آیین شکایت نه نکوست
  25. شمارهٔ ۲۵ دستم به کلید مخزنی می بایست
  26. شمارهٔ ۲۶ غالب به سخن گرچه کست همسر نیست
  27. شمارهٔ ۲۷ آن خسته که در نظر به جز یارش نیست
  28. شمارهٔ ۲۸ اوراق زمانه درنوشتیم و گذشت
  29. شمارهٔ ۲۹ تا موکب شهریار زین راه گذشت
  30. شمارهٔ ۳۰ غالب غم روزگار ناکامم کشت
  31. شمارهٔ ۳۱ ای کرده به آرایش گفتار بسیچ
  32. شمارهٔ ۳۲ گردیدن زاهدان به جنت گستاخ
  33. شمارهٔ ۳۳ سر تا سر دهر عشرتستان تو باد
  34. شمارهٔ ۳۴ غالب هر پرده ای نوایی دارد
  35. شمارهٔ ۳۵ بادست غم آن باد که حاصل ببرد
  36. شمارهٔ ۳۶ این نامه که راحت دل ریش آورد
  37. شمارهٔ ۳۷ وقت ست که آسمان موجه نازد
  38. شمارهٔ ۳۸ گیرم که ز دهر رسم غم برخیزد
  39. شمارهٔ ۳۹ گر گرد ز گنج گهری برخیزد
  40. شمارهٔ ۴۰ ای آن که هما اسیر دامت باشد
  41. شمارهٔ ۴۱ غالب غم روزگار و بارش نکشد
  42. شمارهٔ ۴۲ روی تو به آفتاب تابان ماند
  43. شمارهٔ ۴۳ امروز شراره ای به داغم زده اند
  44. شمارهٔ ۴۴ آن کز اثر طمع نشانش آرند
  45. شمارهٔ ۴۵ چرگر که ز زخمه زخم بر چنگ زند
  46. شمارهٔ ۴۶ یارب نفس شراره خیزم بخشند
  47. شمارهٔ ۴۷ قانع نیم ار بهشت نیزم بخشند
  48. شمارهٔ ۴۸ او راست اگر هزار چیزم بخشند
  49. شمارهٔ ۴۹ این خواب که روشناس روزش گویند
  50. شمارهٔ ۵۰ امروز که روز عید نوروز بود
  51. شمارهٔ ۵۱ آن مرد که زن گرفت دانا نبود
  52. شمارهٔ ۵۲ زانجا که دلم به وهم در بند نبود
  53. شمارهٔ ۵۳ منصور غمش ز نکته چینان چه بود؟
  54. شمارهٔ ۵۴ هر چند خرد ز تاب می پست شود
  55. شمارهٔ ۵۵ باید که جهانی دگر ایجاد شود
  56. شمارهٔ ۵۶ باید که دلت ز غصه در هم نشود
  57. شمارهٔ ۵۷ زین رنگ که در گلشن احباب دمید
  58. شمارهٔ ۵۸ خواندیم سخنهای محبت بسیار
  59. شمارهٔ ۵۹ بازی خور روزگار بودم همه عمر
  60. شمارهٔ ۶۰ شرطست که روی دل خراشم همه عمر

متن اشعار به نقل از گنجور.