پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی

غالب دهلوی

رباعیات

۱۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ آنم که به پیمانه من ساقی دهر
  2. شمارهٔ ۶۲ دی دوست به بزم باده ام خواند به ناز
  3. شمارهٔ ۶۳ خوابی که بود نشان بخت فیروز
  4. شمارهٔ ۶۴ ای روی تو همچو مهر گیتی افروز
  5. شمارهٔ ۶۵ چون درد ته پیاله باقی ست هنوز
  6. شمارهٔ ۶۶ ای داده به باد عمر در لهو و فسوس
  7. شمارهٔ ۶۷ ای آن که دهی مایه کم و خواهش بیش
  8. شمارهٔ ۶۸ زین موی که بر میان تست ای بدکیش
  9. شمارهٔ ۶۹ در بزم نشاط خستگان را چه نشاط
  10. شمارهٔ ۷۰ در باغ مراد ما ز بیداد تگرگ
  11. شمارهٔ ۷۱ داری چه هراس جان ستانی از مرگ؟
  12. شمارهٔ ۷۲ شب چیست سویدای دل اهل کمال
  13. شمارهٔ ۷۳ این رسم که بخشیده شاهی هر سال
  14. شمارهٔ ۷۴ شام آمد و رفت سر به پابوس خیال
  15. شمارهٔ ۷۵ در عشق بود عرض تمنا مشکل
  16. شمارهٔ ۷۶ آن را که بود درستیی در فرجام
  17. شمارهٔ ۷۷ شاها هر چند وایه جوی آمده ام
  18. شمارهٔ ۷۸ هر چند شبی که میهمانش کردم
  19. شمارهٔ ۷۹ رنجورم و می به دهر درمان بودم
  20. شمارهٔ ۸۰ در سینه ز غم زخم سنانی دارم
  21. شمارهٔ ۸۱ نی کشته زخم ناوک و شمشیرم
  22. شمارهٔ ۸۲ تا کی رمدم شفق تراشد از چشم
  23. شمارهٔ ۸۳ غالب آزاده موحد کیشم
  24. شمارهٔ ۸۴ غالب به گهر ز دوده زاد شمم
  25. شمارهٔ ۸۵ خواهم که دگر سخن به پیغاره نم
  26. شمارهٔ ۸۶ شرطست که بهر ضبط آداب و رسوم
  27. شمارهٔ ۸۷ در عهد تو و منست در هفت اقلیم
  28. شمارهٔ ۸۸ تا میکش و جوهر دو سخنور داریم
  29. شمارهٔ ۸۹ زین سان که همیشه در روانی ماییم
  30. شمارهٔ ۹۰ نازم به نشاط این چنین برگشتن
  31. شمارهٔ ۹۱ شرطست به دهر در مظفر گشتن
  32. شمارهٔ ۹۲ غالب چو ز دامگه بدر جستم من
  33. شمارهٔ ۹۳ بر قول تو اعتماد نتوان کردن
  34. شمارهٔ ۹۴ هر چند توان بی سر و سامان بودن
  35. شمارهٔ ۹۵ ای تیره زمین که بوده ای بستر من
  36. شمارهٔ ۹۶ راهی ست ز عبد تا حضور الله
  37. شمارهٔ ۹۷ ای آن که گرفته ام به کوی تو پناه
  38. شمارهٔ ۹۸ یارب به جهانیان دل خرم ده
  39. شمارهٔ ۹۹ هر چند که زشت و ناسزاییم همه
  40. شمارهٔ ۱۰۰ ای جام شراب شادکامی زده ای
  41. شمارهٔ ۱۰۱ گر پرورش مهر نه زان دل بودی
  42. شمارهٔ ۱۰۲ گر ذوق سخن به دهر آیین بودی
  43. شمارهٔ ۱۰۳ ای آن که به راه کعبه رویی داری
  44. شمارهٔ ۱۰۴ تا چند به هنگامه سلامت باشی
  45. شمارهٔ ۱۰۵ عمریست که در خم خمارم ساقی
  46. شمارهٔ ۱۰۶ صبحست و همای فیض و گیتی دامی
  47. شمارهٔ ۱۰۷ آنی تو که شخص مردمی را چشمی
  48. شمارهٔ ۱۰۸ در کلبه من اگر غباری بینی
  49. شمارهٔ ۱۰۹ جانی ست مرا ز غم شماری در وی
  50. شمارهٔ ۱۱۰ گویند جهانیان دورویند، مگوی
  51. شمارهٔ ۱۱۱ یارب تو کجایی که به ما زر ندهی
  52. شمارهٔ ۱۱۲ دارم دل شاد و دیده بینایی

متن اشعار به نقل از گنجور.