فهرست اشعار
- شمارهٔ ١ کالصبح أتانی رسولک فانجلی
- شمارهٔ ٢ - ترجمه همچو صبح آمد رسولت پیش من پس باز شد
- شمارهٔ ٣ - ایضاً ثلاث هن فی البطیخ فضل
- شمارهٔ ۴ - ترجمه سه وصف آن ستودست در خربزه
- شمارهٔ ۵ - ایضاً و ان امرء لاقی الهوان بارضه
- شمارهٔ ۶ - ترجمه در شهر خویش هرکه مذلت همیکشد
- شمارهٔ ٧ - ایضاً یقولون فی البستان للعین لذه
- شمارهٔ ٨ - ترجمه می در میان سفره و گل بر کنار آب
- شمارهٔ ٩ - ایضاً لعمرک ما کل الرجاء لصادق
- شمارهٔ ١٠ - ترجمه بدوستی که نیاید امیدها همه راست
- شمارهٔ ١١ - ایضاً أیها الناس أفشئو السلام
- شمارهٔ ١٢ - ترجمه در بذل طعام کوش و افشای سلام
- شمارهٔ ١٣ - ایضاً و ذی سفه یواجهنی بجهل
- شمارهٔ ١۴ - ترجمه با من سفیه کرد سفاهت ز جهل خویش
- شمارهٔ ١۵ - ایضاً اذا هبت ریاحک فاغتنمها
- شمارهٔ ١۶ - ترجمه چون جست باد دولت تو مغتنم شمار
- شمارهٔ ١٧ - ایضاً اذا جادت الدنیا علیک فجد بها
- شمارهٔ ١٨ - ترجمه چو دنیا کند با تو بخشش تو نیز
- شمارهٔ ١٩ - ایضاً ولم أدخل الحمام من أجل زینه
- شمارهٔ ٢٠ - ترجمه مرا گریه چشم کافی چو نیست
- شمارهٔ ٢١ - ایضاً تقوس بعد بعد الدهر ظهری
- شمارهٔ ٢٢ - ترجمه کمانآسا شد این قد چو تیرم
- شمارهٔ ٢٣ - ایضاً احل العراقی النبید و شربه
- شمارهٔ ٢۴ - ترجمه حلال داشت عراقی نبید و شربش را
- شمارهٔ ٢۵ - ایضاً لا تودع السر الا عندذی کرم
- شمارهٔ ٢۶ - ترجمه نزد کریم راز ودیعت اگر نهی
- شمارهٔ ٢٧ - ایضاً شیئان یغجر ذوالرصاصه عنهما
- شمارهٔ ٢٨ - ترجمه عاجز شدست رای خردمند از دو چیز
- شمارهٔ ٢٩ - ایضاً تجاوز منی توبه کل ناصح
- شمارهٔ ٣٠ - ترجمه هر ناصحی که بود ز من خواست توبه ئی
- شمارهٔ ٣١ - ایضاً و کان الصدیق یزور صدیق
- شمارهٔ ٣٢ - ترجمه پیش ازین گر دوستی رفتی بپیش دوستی
- شمارهٔ ٣٣ - ایضاً لئن عشت و الایام اعطنی المنی
- شمارهٔ ٣۴ - ترجمه گر بمانیم زنده بر دوزیم
- شمارهٔ ٣۵ - ایضاً بنت کرم ابکارها امها
- شمارهٔ ٣۶ - ترجمه دختر رز را جدا کردند از مادر بزجر
- شمارهٔ ٣٧ - ایضاً اذا غدا ملک فی اللهو مشتغلا
- شمارهٔ ٣٨ - ترجمه هر پادشه که روی بلهو و طرب نهاد
- شمارهٔ ٣٩ - ایضاً رایت العلم یرفع فی السمو
- شمارهٔ ۴٠ - ترجمه علم را دیدم و تواضع را
- شمارهٔ ۴١ - ایضاً اذا المرء لم یعرف مصالح نفسه
- شمارهٔ ۴٢ - ترجمه مردی که صلاح خود نداند در کار
- شمارهٔ ۴٣ - ایضاً یارب ان لم یکن فی وصله طمع
- شمارهٔ ۴۴ - ترجمه کردگار اگر طمع نتوان بوصلش داشتن
- شمارهٔ ۴۵ - ایضاً تحنیت ان یحیی ولم تر حاسدا
- شمارهٔ ۴۶ - ترجمه از حسد نا اهلم ار گوید بدی
- شمارهٔ ۴٧ - ایضاً لا تصحبن لئام الناس ان لهم
- شمارهٔ ۴٨ - ترجمه پرهیز کن ز صحبت اصحاب لوم از آنک
- شمارهٔ ۴٩ - ایضاً فلا تفرح و لا تحزن بحال
- شمارهٔ ۵٠ - ترجمه بحذر از بلا مجوی خلاص
- شمارهٔ ۵١ - ایضاً اذا أمکنت فرصه فی العدو
- شمارهٔ ۵٢ - ترجمه ترا ایزد چو بر دشمن ظفر داد
- شمارهٔ ۵٣ - ایضاً قیل لی أنت أفضل الناس طرا
- شمارهٔ ۵۴ - ترجمه مرا چه گفت یکی گفت در زمانه توئی
- شمارهٔ ۵۵ - ایضاً اعز الناس نفسا من تراه
- شمارهٔ ۵۶ - ترجمه آنکس بود عزیزتر اندر جهان که او
- شمارهٔ ۵٧ - ایضاً اذا ظالم لیستحسن الظلم مذهبه
- شمارهٔ ۵٨ - ترجمه هر حاکمی که مذهب ظلم آیدش پسند
- شمارهٔ ۵٩ - ایضاً المت فحیت ثم قامت فودعت
- شمارهٔ ۶٠ - ترجمه فرود آمد درودم داد و برخاست
متن اشعار به نقل از گنجور.