پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

اشعار عربی

شمارهٔ ۴٢ - ترجمه

مردی که صلاح خود نداند در کار

وانهم ننیوشد که بدو گوید یار

او را بگذار و خیر ازو چشم مدار

کو سیلی روزگار یابد بسیار

ادامه‌ی اشعار عربی

  1. شمارهٔ ۴۴ - ترجمهکردگار اگر طمع نتوان بوصلش داشتن
  2. شمارهٔ ۴۵ - ایضاًتحنیت ان یحیی ولم تر حاسدا
  3. شمارهٔ ۴۶ - ترجمهاز حسد نا اهلم ار گوید بدی
  4. شمارهٔ ۴٧ - ایضاًلا تصحبن لئام الناس ان لهم
  5. شمارهٔ ۴٨ - ترجمهپرهیز کن ز صحبت اصحاب لوم از آنک
  6. شمارهٔ ۴٩ - ایضاًفلا تفرح و لا تحزن بحال
  7. شمارهٔ ۵٠ - ترجمهبحذر از بلا مجوی خلاص
  8. شمارهٔ ۵١ - ایضاًاذا أمکنت فرصه فی العدو
همه‌ی اشعار عربی ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.