پرش به محتوای اصلی
ابن یمین

ابن یمین

اشعار عربی

۷۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ١ کالصبح أتانی رسولک فانجلی
  2. شمارهٔ ٢ - ترجمه همچو صبح آمد رسولت پیش من پس باز شد
  3. شمارهٔ ٣ - ایضاً ثلاث هن فی البطیخ فضل
  4. شمارهٔ ۴ - ترجمه سه وصف آن ستودست در خربزه
  5. شمارهٔ ۵ - ایضاً و ان امرء لاقی الهوان بارضه
  6. شمارهٔ ۶ - ترجمه در شهر خویش هرکه مذلت همیکشد
  7. شمارهٔ ٧ - ایضاً یقولون فی البستان للعین لذه
  8. شمارهٔ ٨ - ترجمه می در میان سفره و گل بر کنار آب
  9. شمارهٔ ٩ - ایضاً لعمرک ما کل الرجاء لصادق
  10. شمارهٔ ١٠ - ترجمه بدوستی که نیاید امیدها همه راست
  11. شمارهٔ ١١ - ایضاً أیها الناس أفشئو السلام
  12. شمارهٔ ١٢ - ترجمه در بذل طعام کوش و افشای سلام
  13. شمارهٔ ١٣ - ایضاً و ذی سفه یواجهنی بجهل
  14. شمارهٔ ١۴ - ترجمه با من سفیه کرد سفاهت ز جهل خویش
  15. شمارهٔ ١۵ - ایضاً اذا هبت ریاحک فاغتنمها
  16. شمارهٔ ١۶ - ترجمه چون جست باد دولت تو مغتنم شمار
  17. شمارهٔ ١٧ - ایضاً اذا جادت الدنیا علیک فجد بها
  18. شمارهٔ ١٨ - ترجمه چو دنیا کند با تو بخشش تو نیز
  19. شمارهٔ ١٩ - ایضاً ولم أدخل الحمام من أجل زینه
  20. شمارهٔ ٢٠ - ترجمه مرا گریه چشم کافی چو نیست
  21. شمارهٔ ٢١ - ایضاً تقوس بعد بعد الدهر ظهری
  22. شمارهٔ ٢٢ - ترجمه کمان‌آسا شد این قد چو تیرم
  23. شمارهٔ ٢٣ - ایضاً احل العراقی النبید و شربه
  24. شمارهٔ ٢۴ - ترجمه حلال داشت عراقی نبید و شربش را
  25. شمارهٔ ٢۵ - ایضاً لا تودع السر الا عندذی کرم
  26. شمارهٔ ٢۶ - ترجمه نزد کریم راز ودیعت اگر نهی
  27. شمارهٔ ٢٧ - ایضاً شیئان یغجر ذوالرصاصه عنهما
  28. شمارهٔ ٢٨ - ترجمه عاجز شدست رای خردمند از دو چیز
  29. شمارهٔ ٢٩ - ایضاً تجاوز منی توبه کل ناصح
  30. شمارهٔ ٣٠ - ترجمه هر ناصحی که بود ز من خواست توبه ئی
  31. شمارهٔ ٣١ - ایضاً و کان الصدیق یزور صدیق
  32. شمارهٔ ٣٢ - ترجمه پیش ازین گر دوستی رفتی بپیش دوستی
  33. شمارهٔ ٣٣ - ایضاً لئن عشت و الایام اعطنی المنی
  34. شمارهٔ ٣۴ - ترجمه گر بمانیم زنده بر دوزیم
  35. شمارهٔ ٣۵ - ایضاً بنت کرم ابکارها امها
  36. شمارهٔ ٣۶ - ترجمه دختر رز را جدا کردند از مادر بزجر
  37. شمارهٔ ٣٧ - ایضاً اذا غدا ملک فی اللهو مشتغلا
  38. شمارهٔ ٣٨ - ترجمه هر پادشه که روی بلهو و طرب نهاد
  39. شمارهٔ ٣٩ - ایضاً رایت العلم یرفع فی السمو
  40. شمارهٔ ۴٠ - ترجمه علم را دیدم و تواضع را
  41. شمارهٔ ۴١ - ایضاً اذا المرء لم یعرف مصالح نفسه
  42. شمارهٔ ۴٢ - ترجمه مردی که صلاح خود نداند در کار
  43. شمارهٔ ۴٣ - ایضاً یارب ان لم یکن فی وصله طمع
  44. شمارهٔ ۴۴ - ترجمه کردگار اگر طمع نتوان بوصلش داشتن
  45. شمارهٔ ۴۵ - ایضاً تحنیت ان یحیی ولم تر حاسدا
  46. شمارهٔ ۴۶ - ترجمه از حسد نا اهلم ار گوید بدی
  47. شمارهٔ ۴٧ - ایضاً لا تصحبن لئام الناس ان لهم
  48. شمارهٔ ۴٨ - ترجمه پرهیز کن ز صحبت اصحاب لوم از آنک
  49. شمارهٔ ۴٩ - ایضاً فلا تفرح و لا تحزن بحال
  50. شمارهٔ ۵٠ - ترجمه بحذر از بلا مجوی خلاص
  51. شمارهٔ ۵١ - ایضاً اذا أمکنت فرصه فی العدو
  52. شمارهٔ ۵٢ - ترجمه ترا ایزد چو بر دشمن ظفر داد
  53. شمارهٔ ۵٣ - ایضاً قیل لی أنت أفضل الناس طرا
  54. شمارهٔ ۵۴ - ترجمه مرا چه گفت یکی گفت در زمانه توئی
  55. شمارهٔ ۵۵ - ایضاً اعز الناس نفسا من تراه
  56. شمارهٔ ۵۶ - ترجمه آنکس بود عزیزتر اندر جهان که او
  57. شمارهٔ ۵٧ - ایضاً اذا ظالم لیستحسن الظلم مذهبه
  58. شمارهٔ ۵٨ - ترجمه هر حاکمی که مذهب ظلم آیدش پسند
  59. شمارهٔ ۵٩ - ایضاً المت فحیت ثم قامت فودعت
  60. شمارهٔ ۶٠ - ترجمه فرود آمد درودم داد و برخاست

متن اشعار به نقل از گنجور.