پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

اشعار عربی

شمارهٔ ٣٠ - ترجمه

هر ناصحی که بود ز من خواست توبه ئی

گویا که عشق خوش پسران هست از گناه

تا در جهان ز عنبر و کافور زلف و رخ

باشد نشان چگونه کنم توبه از نکاه

ادامه‌ی اشعار عربی

  1. شمارهٔ ٣٢ - ترجمهپیش ازین گر دوستی رفتی بپیش دوستی
  2. شمارهٔ ٣٣ - ایضاًلئن عشت و الایام اعطنی المنی
  3. شمارهٔ ٣۴ - ترجمهگر بمانیم زنده بر دوزیم
  4. شمارهٔ ٣۵ - ایضاًبنت کرم ابکارها امها
  5. شمارهٔ ٣۶ - ترجمهدختر رز را جدا کردند از مادر بزجر
  6. شمارهٔ ٣٧ - ایضاًاذا غدا ملک فی اللهو مشتغلا
  7. شمارهٔ ٣٨ - ترجمههر پادشه که روی بلهو و طرب نهاد
  8. شمارهٔ ٣٩ - ایضاًرایت العلم یرفع فی السمو
همه‌ی اشعار عربی ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.