پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

غزلیات

۸۵۲ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۱ گاهیم به لطف می نوازی
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۲ چه عجب کسی تو جانا که ندانمت چه چیزی
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۳ گر مرد این حدیثی زین باده مست باشی
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۴ تا تو خود را خوارتر از جملهٔ عالم نباشی
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۵ هر دمم مست به بازار کشی
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۶ چون خط شبرنگ بر گلگون کشی
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۷ هر دمم در امتحان چندی کشی
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۸ گرد مه خط معنبر می کشی
  9. غزل شمارهٔ ۷۸۹ در ده می عشق یک دم ای ساقی
  10. غزل شمارهٔ ۷۹۰ جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی
  11. غزل شمارهٔ ۷۹۱ گر یک شکر از لعلت در کار کنی حالی
  12. غزل شمارهٔ ۷۹۲ ماییم ز عالم معالی
  13. غزل شمارهٔ ۷۹۳ دی ز دیر آمد برون سنگین دلی
  14. غزل شمارهٔ ۷۹۴ دست نمی‌دهد مرا بی تو نفس زدن دمی
  15. غزل شمارهٔ ۷۹۵ گر من اندر عشق مرد کارمی
  16. غزل شمارهٔ ۷۹۶ ای جان جان جانم تو جان جان جانی
  17. غزل شمارهٔ ۷۹۷ هزاران جان سزد در هر زمانی
  18. غزل شمارهٔ ۷۹۸ زلف را تاب داد چندانی
  19. غزل شمارهٔ ۷۹۹ ای در میان جانم وز جان من نهانی
  20. غزل شمارهٔ ۸۰۰ ای روی تو فتنهٔ جهانی
  21. غزل شمارهٔ ۸۰۱ ای هرشکنی از سر زلف تو جهانی
  22. غزل شمارهٔ ۸۰۲ ای یک کرشمه تو غارتگر جهانی
  23. غزل شمارهٔ ۸۰۳ ای حسن تو آب زندگانی
  24. غزل شمارهٔ ۸۰۴ دردی است درین دلم نهانی
  25. غزل شمارهٔ ۸۰۵ ترسا بچه‌ای لولی همچون بت روحانی
  26. غزل شمارهٔ ۸۰۶ ای ساقی از آن قدح که دانی
  27. غزل شمارهٔ ۸۰۷ به هر کویی مرا تا کی دوانی
  28. غزل شمارهٔ ۸۰۸ خاک کوی توام تو می‌دانی
  29. غزل شمارهٔ ۸۰۹ کجایی ای دل و جانم مگر که در دل و جانی
  30. غزل شمارهٔ ۸۱۰ ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی
  31. غزل شمارهٔ ۸۱۱ ای هجر تو وصل جاودانی
  32. غزل شمارهٔ ۸۱۲ بس نادره جهانی ای جان و زندگانی
  33. غزل شمارهٔ ۸۱۳ چارهٔ کار من آن زمان که توانی
  34. غزل شمارهٔ ۸۱۴ ترسا بچه‌ای به دلستانی
  35. غزل شمارهٔ ۸۱۵ گفتم بخرم غمت به جانی
  36. غزل شمارهٔ ۸۱۶ ای گشته نهان از همه از بس که عیانی
  37. غزل شمارهٔ ۸۱۷ خال مشکین بر گلستان می زنی
  38. غزل شمارهٔ ۸۱۸ هر زمان لاف وفایی می زنی
  39. غزل شمارهٔ ۸۱۹ خواجه تا چند حساب زر و دینار کنی
  40. غزل شمارهٔ ۸۲۰ گر نقاب از جمال باز کنی
  41. غزل شمارهٔ ۸۲۱ ای دل اندر عشق غوغا چون کنی
  42. غزل شمارهٔ ۸۲۲ گه به دندان در عدن شکنی
  43. غزل شمارهٔ ۸۲۳ هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی
  44. غزل شمارهٔ ۸۲۴ هر شبم سرمست در کوی افکنی
  45. غزل شمارهٔ ۸۲۵ در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی
  46. غزل شمارهٔ ۸۲۶ به سر زلف دلربای منی
  47. غزل شمارهٔ ۸۲۷ نگر تا ای دل بیچاره چونی
  48. غزل شمارهٔ ۸۲۸ تا در سر زلف تاب بینی
  49. غزل شمارهٔ ۸۲۹ به وادییی که درو گوی راه سر بینی
  50. غزل شمارهٔ ۸۳۰ هر روز ز دلتنگی جایی دگرم بینی
  51. غزل شمارهٔ ۸۳۱ چو لبت به پسته اندر صفت گهر نبینی
  52. غزل شمارهٔ ۸۳۲ هرچه هست اوست و هرچه اوست توی
  53. غزل شمارهٔ ۸۳۳ ای لب گلگونت جام خسروی
  54. غزل شمارهٔ ۸۳۴ گر تو خلوتخانهٔ توحید را محرم شوی
  55. غزل شمارهٔ ۸۳۵ سرمست درآمد از سر کوی
  56. غزل شمارهٔ ۸۳۶ نگاری مست لایعقل چو ماهی
  57. غزل شمارهٔ ۸۳۷ جان به لب آورده‌ام تا از لبم جانی دهی
  58. غزل شمارهٔ ۸۳۸ آفتاب رویت ای سرو سهی
  59. غزل شمارهٔ ۸۳۹ زلف تیره بر رخ روشن نهی
  60. غزل شمارهٔ ۸۴۰ گه به کرشمه دلم ز بر بربایی

متن اشعار به نقل از گنجور.