پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۷

هزاران جان سزد در هر زمانی

نثار روی چون تو دلستانی

توان کردن هزاران جان به یک دم

فدای روی تو چه جای جانی

نثار تو کنم منت پذیرم

اگر جانم بود هر دم جهانی

بجز عشقت ندارم کیش و دینی

بجز کویت ندارم خان و مانی

نیارم داد شرح ذوق عشقت

اگر هر موی من گردد زبانی

اگر هر دو جهان بر من بشورند

ز شور عشق کم نکنم زمانی

مرا جانا از آن خویشتن خوان

توانی دید خود را تا توانی

تو سلطانی اگر محرم نیم من

قبولم کن به جای پاسپانی

چه می‌گویم چه مرد این حدیثم

خطار رفت این سخن یارب امانی

اگر صد بار خواهم کوفت این در

نخواهد گفت کس کامد فلانی

نشان کی ماند از عطار در عشق

چو می‌جوید نشان از بی نشانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۹ای در میان جانم وز جان من نهانی
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۰ای روی تو فتنهٔ جهانی
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۱ای هرشکنی از سر زلف تو جهانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۲ای یک کرشمه تو غارتگر جهانی
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۳ای حسن تو آب زندگانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۴دردی است درین دلم نهانی
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۵ترسا بچه‌ای لولی همچون بت روحانی
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۶ای ساقی از آن قدح که دانی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.