پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۶

ای جان جان جانم تو جان جان جانی

بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی

پی می‌برد به چیزی جانم ولی نه چیزی

تو آنی و نه آنی یا جانی و نه جانی

بس کز همه جهانت جستم به قدر طاقت

اکنون نگاه کردم تو خود همه جهانی

گنج نهانی اما چندین طلسم داری

هرگز کسی ندانست گنجی بدین نهانی

نی نی که عقل و جانم حیران شدند و واله

تا چون نهفته ماند چیزی بدین عیانی

چیزی که از رگ من خون می‌چکید کردم

فانی شدم کنون من باقی دگر تو دانی

کردم محاسن خود دستار خوان راهت

تا بو که از ره خود گردی برو فشانی

در چار میخ دنیا مضطر بمانده‌ام من

گر وارهانی از خود دانم که می‌توانی

عطار بی نشان شد از خویشتن بکلی

بویی فرست او را از کنه بی نشانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۸زلف را تاب داد چندانی
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۹ای در میان جانم وز جان من نهانی
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۰ای روی تو فتنهٔ جهانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۱ای هرشکنی از سر زلف تو جهانی
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۲ای یک کرشمه تو غارتگر جهانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۳ای حسن تو آب زندگانی
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۴دردی است درین دلم نهانی
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۵ترسا بچه‌ای لولی همچون بت روحانی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.