پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۴

دردی است درین دلم نهانی

کان درد مرا دوا تو دانی

تو مرهم درد بیدلانی

دانم که مرا چنین نمانی

من بندهٔ بی کس ضعیفم

تو یار کسان بی کسانی

گر مورچه‌ای در تو کوبد

آنی تو که ضایعش نمانی

از من گنه آید و من اینم

وز تو کرم آید و تو آنی

یارب به در که باز گردم

گر تو ز در خودم برانی

از خواندن و راندنم چه باک است

خواه این کن و خواه آن تو دانی

گویم «ارنی» و زار گریم

ترسم ز جواب «لن ترانی»

پیری بشنید و جان به حق داد

عطار سخن مگو که جانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۶ای ساقی از آن قدح که دانی
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۷به هر کویی مرا تا کی دوانی
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۸خاک کوی توام تو می‌دانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۹کجایی ای دل و جانم مگر که در دل و جانی
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۰ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۱ای هجر تو وصل جاودانی
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۲بس نادره جهانی ای جان و زندگانی
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۳چارهٔ کار من آن زمان که توانی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.