پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۰

ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی

که ندیدم از تو بوئی و گذشت زندگانی

دل من نشان کویت ز جهان بجست عمری

که خبر نبود دل را که تو در میان جانی

ز غمت چو مرغ بسمل شب و روز می‌طپیدم

چو به لب رسید جانم پس ازین دگر تو دانی

به عتاب گفته بودی که برآتشت نشانم

چو مرا بسوخت عشقت چه بر آتشم نشانی

همه بندها گشادی به طریق دلفریبی

همه دست‌ها ببستی به کمال دلستانی

تو چه گنجی آخر ای جان که به کون در نگنجی

تو چه گوهری که در دل شده‌ای بدین نهانی

دو جهان پر از گهر شد ز فروغ تو ولیکن

به تو کی توان رسیدن که تو گنج بی کرانی

همه عاشقان عالم همه مفلسان عاشق

ز تو مانده‌اند حیران که به هیچ می نمانی

چو به سر کشی در آیی همه سروران دین را

ز سر نیازمندی چو قلم به سر دوانی

دل تشنگان عاشق ز غم تو سوخت در بر

چه شود اگر شرابی بر تشنگان رسانی

اگر از پی تو عطار اثر وصال یابد

دو جهان به سر برآرد ز جواهر معانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۲بس نادره جهانی ای جان و زندگانی
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۳چارهٔ کار من آن زمان که توانی
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۴ترسا بچه‌ای به دلستانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۵گفتم بخرم غمت به جانی
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۶ای گشته نهان از همه از بس که عیانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۷خال مشکین بر گلستان می زنی
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۸هر زمان لاف وفایی می زنی
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۹خواجه تا چند حساب زر و دینار کنی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.