پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۵

گفتم بخرم غمت به جانی

بر من بفروختی جهانی

مفروش چنان برآن که پیوست

عشوه خرد از تو هر زمانی

بنواز مرا که بی تو برخاست

چون چنگ ز هر رگم فغانی

نی نی چو ربابم از غم تو

یعنی که رگی و استخوانی

ای دوست روا مدار دل را

نومید ز چون تو دلستانی

دستی بر نه اگر کنم سود

دانم نبود تو را زیانی

یا نی سبکم بکن ز هستی

تا چند ز رحمت گرانی

چون شمع مرا ز عشق می‌سوز

تا می‌ماند ز من نشانی

عطار چو بی نشان شد از عشق

از محو رسد سوی عیانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۷خال مشکین بر گلستان می زنی
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۸هر زمان لاف وفایی می زنی
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۹خواجه تا چند حساب زر و دینار کنی
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۰گر نقاب از جمال باز کنی
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۱ای دل اندر عشق غوغا چون کنی
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۲گه به دندان در عدن شکنی
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۳هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۴هر شبم سرمست در کوی افکنی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.