پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۸

هر زمان لاف وفایی می زنی

آتشی در مبتلایی می زنی

چون که جانی داری اندر مردگی

لاف نیکویی ز جایی می زنی

بوالعجب مرغی که کس آگاه نیست

تا تو پر بر چه هوایی می زنی

ماهرویی و ازین رو ای پسر

مهر و مه را پشت پایی می زنی

گفته‌ای کار تو را رایی زنم

من بمردم تا تو رایی می زنی

می‌زنم بر آتش عشق آب چشم

تا چرا راه چو مایی می زنی

بس‌که کردم آشنا در خون دل

تا همه بر آشنایی می زنی

زخمه بر ابریشم عطار زن

گر به صد زاری نوایی می زنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۰گر نقاب از جمال باز کنی
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۱ای دل اندر عشق غوغا چون کنی
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۲گه به دندان در عدن شکنی
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۳هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۴هر شبم سرمست در کوی افکنی
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۵در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۶به سر زلف دلربای منی
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۷نگر تا ای دل بیچاره چونی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.