پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۷

نگر تا ای دل بیچاره چونی

چگونه می‌روی سر در نگونی

چگونه می‌کشی صد بحر آتش

چو اندر نفس خود یک قطره خونی

زمانی در تماشای خیالی

زمانی در تمنای جنونی

اگر خواهی که باشی از بزرگان

مباش از خرده‌گیران کنونی

چرا باشی نه کافر نه مسلمان

که تو نه رهروی نه رهنمونی

ز یک یک ذره سوی دوست راه است

ولی ره نیست بهتر از زبونی

زبون عشق شو تا بر کشندت

که هرگاهی که کم گشتی فزونی

خود از رفعت ورای هر دو کونی

چرا هم‌صحبت این نفس دونی

دلا تو چیستی هستی تو یا نه

وگر نه نیستی نه هست چونی

منی یا نه منی عینی تو یا غیر

و یا از هرچه اندیشم برونی

چه می‌گویم تو خود از خود نهانی

که دو انگشت حق را در درونی

تو ای عطار اگر چه دل نداری

ولیکن اهل دل را ذوفنونی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۹به وادییی که درو گوی راه سر بینی
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۰هر روز ز دلتنگی جایی دگرم بینی
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۱چو لبت به پسته اندر صفت گهر نبینی
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۲هرچه هست اوست و هرچه اوست توی
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۳ای لب گلگونت جام خسروی
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۴گر تو خلوتخانهٔ توحید را محرم شوی
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۵سرمست درآمد از سر کوی
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۶نگاری مست لایعقل چو ماهی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.