پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۶

نگاری مست لایعقل چو ماهی

درآمد از در مسجد پگاهی

سیه زلف و سیه چشم و سیه دل

سیه‌گر بود و پوشیده سیاهی

ز هر مویی که اندر زلف او بود

فرو می‌ریخت کفری و گناهی

درآمد پیش پیر ما به زانو

بدو گفت ای اسیر آب و جاهی

فسردی همچو یخ از زهد کردن

بسوز آخر چو آتش گاهگاهی

چو پیر ما بدید او را برآورد

ز جان آتشین چون آتش آهی

ز راه افتاد و روی آورد در کفر

نه رویی مانْد در دین و نه راهی

به تاریکی زلف او فرو ریخت

به دست آورد از آب خضر چاهی

دگر هرگز نشان او ندیدم

که شد در بی نشانی پادشاهی

اگر عطار با او هم برفتی

نیرزیدیش عالم برگ کاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۸آفتاب رویت ای سرو سهی
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۹زلف تیره بر رخ روشن نهی
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۰گه به کرشمه دلم ز بر بربایی
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۱ای راه تو را دراز نایی
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۲منم و گوشه‌ای و سودایی
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۳ز عشقت سوختم ای جان کجایی
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۴از غمت روز و شب به تنهایی
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۵دوش از سر بیهوشی و ز غایت خودرایی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.