پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۸

آفتاب رویت ای سرو سهی

بر همه می‌تابد الا بر رهی

نی خطا گفتم که می‌تابد بسی

بر من و من می‌نبینم ز ابلهی

گرچه عالم پر جمال یوسف است

نیست چشم کور را از وی بهی

چون بود کز بحر پر گوهر بسی

باز گردد خشک لب دستی تهی

باز گردیدند ازین بحر عجب

خشک لب هم مبتدی هم منتهی

قعر این دریا جزین دریا نیافت

دیگران هستند از مشتی کهی

حلقه بر در می‌زنند و می‌روند

نیست از ایشان کسی را آگهی

جمله را جز عجز آنجا کار نیست

نه مهی است آنجایگاه و نه کهی

می فرو افتد درین حیرت زهم

گر تو اینجا دو جهان برهم نهی

ای فرید اینجا که هستی محو گرد

چند گویی کوتهی بر کوتهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۰گه به کرشمه دلم ز بر بربایی
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۱ای راه تو را دراز نایی
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۲منم و گوشه‌ای و سودایی
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۳ز عشقت سوختم ای جان کجایی
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۴از غمت روز و شب به تنهایی
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۵دوش از سر بیهوشی و ز غایت خودرایی
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۶سر برهنه کرده‌ام به سودایی
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۷ترسا بچه‌ای دیشب در غایت ترسایی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.