پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۳

ز عشقت سوختم ای جان کجایی

بماندم بی سر و سامان کجایی

نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی

نه در جان نه برون از جان کجایی

ز پیدایی خود پنهان بماندی

چنین پیدا چنین پنهان کجایی

هزاران درد دارم لیک بی تو

ندارد درد من درمان کجایی

چو تو حیران خود را دست گیری

ز پا افتاده‌ام حیران کجایی

ز بس کز عشق تو در خون بگشتم

نه کفرم ماند و نه ایمان کجایی

بیا تا در غم خویشم ببینی

چو گویی در خم چوگان کجایی

ز شوق آفتاب طلعت تو

شدم چون ذره سرگردان کجایی

شد از طوفان چشمم غرقه کشتی

ندانم تا درین طوفان کجایی

چنان دلتنگ شد عطار بی تو

که شد بر وی جهان زندان کجایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۵دوش از سر بیهوشی و ز غایت خودرایی
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۶سر برهنه کرده‌ام به سودایی
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۷ترسا بچه‌ای دیشب در غایت ترسایی
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۸دلا در راه حق گیر آشنایی
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۹ترسا بچه‌ایم افکند از زهد به ترسایی
  6. غزل شمارهٔ ۸۵۰رخ تو چگونه بینم که تو در نظر نیایی
  7. غزل شمارهٔ ۸۵۱چون روی بود بدان نکویی
  8. غزل شمارهٔ ۸۵۲ای آفتاب رویت از غایت نکویی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.