پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۵

در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی

این همه دوری و پرهیز و تکبر چه کنی

حد و اندازهٔ هرچیز پدیدار بود

مبر از حد صنما سرکشی و کبر و منی

از پی آنکه قضا عاشق تو کرد مرا

این همه تیر جفا بر من مسکین چه زنی

از غم تو غنیم وز همه عالم درویش

نیست چون من به جهان از غم درویش غنی

مکن ای دوست تکبر که برآرم روزی

نفسی سوخته وار از سر بی‌خویشتنی

این همه کبر مکن حسن تو را نیست نظیر

نه ختن ماند و نه نیز نگار ختنی

این دم از عالم عشق است به بازی مشمر

گر به بازی شمری قیمت خود می‌شکنی

گر تو خواهی که چو عطار شوی در ره عشق

سر فدا باید کردن تو ولی آن نکنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۷نگر تا ای دل بیچاره چونی
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۸تا در سر زلف تاب بینی
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۹به وادییی که درو گوی راه سر بینی
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۰هر روز ز دلتنگی جایی دگرم بینی
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۱چو لبت به پسته اندر صفت گهر نبینی
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۲هرچه هست اوست و هرچه اوست توی
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۳ای لب گلگونت جام خسروی
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۴گر تو خلوتخانهٔ توحید را محرم شوی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.