پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۴

هر شبم سرمست در کوی افکنی

وز بر خویشم به هر سوی افکنی

در خم چوگان خویشم هر زمان

خسته و سرگشته چون گوی افکنی

گر بریزم پیش رویت اشک زار

همچو اشکم باز بر روی افکنی

چون همه تیری بیندازی تمام

پس کمان کین به بازوی افکنی

بوی گل اندر دماغ جان ما

زان سر زلف سمن بوی افکنی

گر سخن گویم ز چین زلف تو

از سر کین چین در ابروی افکنی

ور کشد مویی دل از زلف تو سر

حلق را در حلقهٔ موی افکنی

هر شبی عطار را تا وقت صبح

عاشقی دیوانه در روی افکنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۶به سر زلف دلربای منی
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۷نگر تا ای دل بیچاره چونی
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۸تا در سر زلف تاب بینی
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۹به وادییی که درو گوی راه سر بینی
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۰هر روز ز دلتنگی جایی دگرم بینی
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۱چو لبت به پسته اندر صفت گهر نبینی
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۲هرچه هست اوست و هرچه اوست توی
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۳ای لب گلگونت جام خسروی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.