پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۰

گر نقاب از جمال باز کنی

کار بر عاشقان دراز کنی

ور چنین زیر پرده بنشینی

پرده از روی کار باز کنی

از همه کون بی نیاز شود

عاشقی را که اهل راز کنی

جگرم خون گرفت از غم آن

که مبادا که در فراز کنی

گرچه چون شمع سوختم ز غمت

هر زمانم به زیر گاز کنی

گفتیم ساز کار تو بکنم

چون مرا سوختی چه ساز کنی

وعده دادی به وصل جان مرا

عمر بگذشت چند ناز کنی

بکشد ناز تو به جان عطار

گر به وصلیش بی نیاز کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۲گه به دندان در عدن شکنی
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۳هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۴هر شبم سرمست در کوی افکنی
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۵در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۶به سر زلف دلربای منی
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۷نگر تا ای دل بیچاره چونی
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۸تا در سر زلف تاب بینی
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۹به وادییی که درو گوی راه سر بینی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.