پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۷

خال مشکین بر گلستان می زنی

دل همی سوزی و بر جان می زنی

بر بیاض برگ گل عمر مرا

هر زمان فال دگرسان می زنی

صید خواهی کرد دلها را به زلف

زلف را بر یکدگر زان می زنی

زان دو لعل آتشین آبدار

آتش اندر آب حیوان می زنی

از لبت یک بوسه نتوان زد به تیر

کز سر کین تیر مژگان می زنی

گفته‌ای ایمانت را راهی زنم

چون بکشتی الحق آسان می زنی

در تو پیمان نیست صد عاشق بمرد

تا تو رای عهد و پیمان می زنی

دامن اندر خون زند عطار زانک

تو نفس با او ز هجران می زنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۹خواجه تا چند حساب زر و دینار کنی
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۰گر نقاب از جمال باز کنی
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۱ای دل اندر عشق غوغا چون کنی
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۲گه به دندان در عدن شکنی
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۳هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۴هر شبم سرمست در کوی افکنی
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۵در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۶به سر زلف دلربای منی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.