پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۶

ای گشته نهان از همه از بس که عیانی

دیده ز تو بینا و تو از دیده نهانی

گر من طلبم دولت وصلت نتوانم

گر تو بنمایی رخ خویشم بتوانی

شد در سر کار تو همه مایهٔ عمرم

آخر تو چه چیزی که نه سودی نه زیانی

یک چند در اندیشهٔ روی تو نشستم

معلوم نشد خود که چه چیزی به چه مانی

ای جان و جهان نیست به هر جان و جهان هیچ

آخر تو کدامی که نه جانی نه جهانی

دل گفت که جانی و خرد گفت جهانی

چون نیک بدیدم تو نه اینی و نه آنی

تبدیل نداری که توان خواند جهانت

تغییر نداری که توان گفت که جانی

عطار عیان است که محتاج بیان است

گر اهل عیانی به چه در بند عیانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۸هر زمان لاف وفایی می زنی
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۹خواجه تا چند حساب زر و دینار کنی
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۰گر نقاب از جمال باز کنی
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۱ای دل اندر عشق غوغا چون کنی
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۲گه به دندان در عدن شکنی
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۳هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۴هر شبم سرمست در کوی افکنی
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۵در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.