پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۱

ای هجر تو وصل جاودانی

واندوه تو عین شادمانی

در عشق تو نیم ذره حسرت

خوشتر ز حیات جاودانی

بی یاد حضور تو زمانی

کفر است حدیث زندگانی

صد جان و هزار جان نثارت

آن لحظه که از درم برانی

کار دو جهان من برآید

گر یک نفسم به خویش خوانی

با خوندان و راندنم چه کار است

خواه این کن و خواه آن تو دانی

گر قهر کنی سزای آنم

ور لطف کنی برای آنی

صد دل باید به هر زمانم

تا تو ببری به دلستانی

گر بر فکنی نقاب از روی

جبریل سزد به جان‌فشانی

کس نتواند جمال تو دید

زیرا که ز دیده بس نهانی

نی نی که به جز تو کس نبیند

چون جمله تویی بدین عیانی

در عشق تو گر بمرد عطار

شد زندهٔ دایم از معانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۳چارهٔ کار من آن زمان که توانی
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۴ترسا بچه‌ای به دلستانی
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۵گفتم بخرم غمت به جانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۶ای گشته نهان از همه از بس که عیانی
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۷خال مشکین بر گلستان می زنی
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۸هر زمان لاف وفایی می زنی
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۹خواجه تا چند حساب زر و دینار کنی
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۰گر نقاب از جمال باز کنی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.