پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۲

بس نادره جهانی ای جان و زندگانی

جان و دلم نماند گر تو چنین بمانی

شاهی خوب رویان ختم است بر تو اکنون

بستان خراج خوبی در ملک کامرانی

از چشم نیم مستت پر فتنه شد جهانی

آخر بدین شگرفی چه فتنهٔ جهانی

نه گفته‌ای کزین پس فتنه نخواهم انگیخت

پس طره نیز مفشان گر فتنه می‌نشانی

تا دید آب حیوان لعل چو آتش تو

شد از جهان به یکسو از شرم در نهانی

چون هر نفس لب تو جانی دگر ببخشد

کس ننگرد به عمری در آب زندگانی

هرچند جان شیرین بردی به تلخی از من

تلخیم کرد لیکن شیرین ترم ز جانی

چون جان شوربختم شیرینی از تو دارد

شاید اگر به تلخی جانم به لب رسانی

عطار از غم تو زحمت کشید عمری

گر بر من ستمکش رحمت کنی توانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۴ترسا بچه‌ای به دلستانی
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۵گفتم بخرم غمت به جانی
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۶ای گشته نهان از همه از بس که عیانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۷خال مشکین بر گلستان می زنی
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۸هر زمان لاف وفایی می زنی
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۹خواجه تا چند حساب زر و دینار کنی
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۰گر نقاب از جمال باز کنی
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۱ای دل اندر عشق غوغا چون کنی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.