پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۸

خاک کوی توام تو می‌دانی

خاک در روی من چه افشانی

سر نگردانم از ره تو دمی

گر به خون صد رهم بگردانی

با چو من کس که ناتوان توام

بتوان کرد هرچه بتوانی

گر به خونم درافکنی ز درت

بر نگیرم ز خاک پیشانی

سر مهر غم تو در دل من

راز عشقت بس است پنهانی

گر به رویم نظر کنی نفسی

همه از روی من فرو خوانی

من ز درمان به جان شدم بیزار

جان من درد توست می‌دانی

گر مرا درد تو نخواهد بود

سر بگردانم از مسلمانی

هیچ درمان مرا مکن هرگز

که نیم جز به درد ارزانی

گفته بودی که دل ز تو ببرم

که ز دلداری و پریشانی

نتوانی که دل ز من ببری

دل چگونه بری چو درمانی

من ز عطار جان بخواهم برد

برهد از هزار حیرانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۰ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۱ای هجر تو وصل جاودانی
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۲بس نادره جهانی ای جان و زندگانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۳چارهٔ کار من آن زمان که توانی
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۴ترسا بچه‌ای به دلستانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۵گفتم بخرم غمت به جانی
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۶ای گشته نهان از همه از بس که عیانی
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۷خال مشکین بر گلستان می زنی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.