پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۱

ای هرشکنی از سر زلف تو جهانی

وی هر سخنی از لب جان‌بخش تو جانی

نه هیچ فلک دید چو تو بدر منیری

نه هیچ چمن یافت چو تو سرو روانی

خورشید که بسیار بگشت از همه سویی

یک ذره ندیده است ز وصل تو نشانی

یک ذره اگر شمع وصال تو بتابد

جان بر تو فشانند چو پروانه جهانی

زابروی هلالیت که طاق است چو گردون

با پشت دو تا مانده هرجا که کمانی

چون دایره بی پا و سرم زانکه تو داری

از دایرهٔ ماه رخ از نقطه دهانی

ارباب یقین ده یک‌یک ذره گرفتند

شکل دهن تنگ تو از روی گمانی

حرف کمرت همچو الف هیچ ندارد

زیرا که تو را چون الف افتاد میانی

مویی ز میان تو کسی می بنداند

گرچه بود آن کس به حقیقت همه دانی

در عشق تو کار همه عشاق برآمد

زیرا که خریدند به صد سود و زیانی

چون لاله دلم سوخته‌، تن غرقهٔ خون است

تا یافته‌ام گرد رخت لاله‌ستانی

چون حال من سوخته‌ دل تنگ درآمد

از جان رمقی مانده مرا باش زمانی

عطار جگرسوخته را بود دل تنگ

دل در سر کار تو شد او مانده زمانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۳ای حسن تو آب زندگانی
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۴دردی است درین دلم نهانی
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۵ترسا بچه‌ای لولی همچون بت روحانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۶ای ساقی از آن قدح که دانی
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۷به هر کویی مرا تا کی دوانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۸خاک کوی توام تو می‌دانی
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۹کجایی ای دل و جانم مگر که در دل و جانی
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۰ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.