پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۳

دی ز دیر آمد برون سنگین دلی

با لبی پرخنده بس مستعجلی

عالمی نظارگی حیران او

دست بر دل مانده پای اندر گلی

علم در وصف لبش لایعملی

عقل در شرح رخش لایعقلی

زلف همچون شست او می‌کرد صید

هر کجا در شهر جانی و دلی

عاشقان را از خیال زلف او

تازه می‌شد هر زمانی مشکلی

تا نگردی هندوی زلفش به جان

نه مبارک باشی و نه مقبلی

جمله پشت دست می‌خایند از او

هست هرجا عالمی و عاقلی

منزل عشقش دل پاک است و بس

نیست عشقش در خور هر منزلی

تا تو بی حاصل نگردی از دو کون

هرگز از عشقش نیابی حاصلی

شد دل عطار غرق بحر عشق

کی تواند غرقه دیدن ساحلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۵گر من اندر عشق مرد کارمی
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۶ای جان جان جانم تو جان جان جانی
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۷هزاران جان سزد در هر زمانی
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۸زلف را تاب داد چندانی
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۹ای در میان جانم وز جان من نهانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۰ای روی تو فتنهٔ جهانی
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۱ای هرشکنی از سر زلف تو جهانی
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۲ای یک کرشمه تو غارتگر جهانی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.