پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۲

ماییم ز عالم معالی

رندی دو سه اندرین حوالی

در عشق دلی و نیم جانی

بر داده به باد لاابالی

بگذشته ز هستی و گرفته

چون صوفی ابن‌وقت حالی

در صفهٔ عاشقان حضرت

از برهنگی فکنده قالی

پس یافته برترین مقامی

احسنت زهی مقام عالی

ما را چه مرقع و چه اطلس

چه نیک کنی چه بد سگالی

ای زاهد کهنه درد نقد است

برخیز که گوشه‌ای است خالی

تا نالهٔ عاشقان نیوشی

بر خلق ز زهد چند نالی

آن می که تو می‌خوری حرام است

ما می نخوریم جز حلالی

ما بر سر آتشیم پیوست

مستغرق بحر لایزالی

ما بی خوابیم و چون بود خواب

در حضرت قرب ذوالجلالی

چون خواب کند کسی که او را

از ریگ روان بود نهالی

عطار برو که دست بردی

از جملهٔ عالم معالی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۴دست نمی‌دهد مرا بی تو نفس زدن دمی
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۵گر من اندر عشق مرد کارمی
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۶ای جان جان جانم تو جان جان جانی
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۷هزاران جان سزد در هر زمانی
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۸زلف را تاب داد چندانی
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۹ای در میان جانم وز جان من نهانی
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۰ای روی تو فتنهٔ جهانی
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۱ای هرشکنی از سر زلف تو جهانی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.