پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۹

در ده می عشق یک دم ای ساقی

تا عقل کند گزاف در باقی

زین عقل گزاف گوی پر دعوی

بگذر که گذشت عمر ای ساقی

دردی در ده که توبه بشکستم

تا کی ز نفاق و زرق و خناقی

ما ننگ وجود پارسایانیم

از روی و ریا نهفته زراقی

ای ساقی جان بیار جام می

کامروز تو دست گیر عشاقی

تا باز رهیم یک زمان از خود

فانی گردیم و جاودان باقی

رفتیم به بوی تو همه آفاق

تو خود نه ز فوق و نه ز آفاقی

کس می نرسد به آستان تو

زیرا که تو در خودی خود طاقی

بس جان که بسوختند مشتاقان

بر آتش عشق تو ز مشتاقی

بنمای به خلق رخ که خود گفتی

با ما که تخلقوا به اخلاقی

عطار برو که در ره معنی

امروز محققی به اطلاقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۱گر یک شکر از لعلت در کار کنی حالی
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۲ماییم ز عالم معالی
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۳دی ز دیر آمد برون سنگین دلی
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۴دست نمی‌دهد مرا بی تو نفس زدن دمی
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۵گر من اندر عشق مرد کارمی
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۶ای جان جان جانم تو جان جان جانی
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۷هزاران جان سزد در هر زمانی
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۸زلف را تاب داد چندانی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.